تبلیغات
موعظه ها / موعظه بزرگان - روایتی از زندگی علامه طباطبایی(ره) [قسمت دوم]
بدانیم و از دانسته هامون در زندگی به بهترین شکل استفاده کنیم
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
روایتی از زندگی علامه طباطبایی(ره) [قسمت دوم]
علامه طباطبایی(ره)

با توجه به شخصیت علمی حضرت علامه طباطبایی (قدس سره)، جالب است بدانیم که سلوک ایشان در منزل چگونه بوده است؟

چنان که پیش تر گفتم در خانه آزادی قشنگی وجود داشت ما در رفاه کامل از نظر برخوردها زندگی می کردیم و بسیار آسوده بودیم. مشی و رفتار ایشان بچه ها را تحت تأثیر قرار می داد. مدیر و مدبر خانه نیز مادر بود و اصلاً نیازی به اعمال فشار از ناحیه پدر وجود نداشت. یعنی مسئله تربیت به مدیریت مادر وابسته بود و شخصیت معنوی پدر فرزندان را تحت تأثیر قرار می داد.

ما هیچ گاه ندیدیم که پدر و مادر ما از هم گله داشته باشند یا با هم اوقات تلخی کنند یا بلند حرف بزنند. مادرمان غیر از کارهای خانه به بیچاره ها، دخترهایی که می خواستند ازدواج کنند، کسانی که بچه هایشان می مرد، بیماران و... خدمت می کرد. اغلب چند زن به همراه ایشان بودند و به امور مردم رسیدگی می کردند. کارهایی نظیر دوختن لباس برای این و آن، جمع آوری پول و جهیزیه برای دختران دم بخت فقیر و... پس از مرگشان چیزهایی می گفتند که ما هرگز نشنیده بودیم.

مرحوم علامه می فرمود: وقتی ایشان زیارت عاشورا می خواند، من جواب سلامهایش را می شنیدم. السلام علیک که می گفت، من جوابش را می شنیدم. حتی گفته بود: وقتی می ایستد و روبروی حرم حضرت معصومه سلام عرض می کند، من جوابش را می شنیدم. ایشان زنی با تقوا و متدین بود. در نجف با اینکه سواد نوشتن و خواندن نداشت، قدرتی به ایشان عطا شده بود که قرآن و زیارت عاشورا را صحیح می خواند. برخی سور را هم از حفظ داشت که مرتب قرائت می کرد.


هانری کوربن که بود و چگونه با حضرت علامه آشنا شد؟

هانری کوربن در دانشگاه تهران کرسی فلسفه داشت و هر سال پائیز به ایران می آمد و سه ماه در دانشگاه تهران تدریس داشت. آقای مطهری و بعضی آقایان که ارتباطات دانشگاهی داشتند، ایشان را می شناختند و به او گفته بودند که بهترین کسی که می تواند، تحقیقات متخصصانه و غیر جدولی بکند، علامه طباطبایی است علت اینکه از عبارت غیر جدولی استفاده می کنم این است که اکنون مهندسان ساختمان وقتی می خواهند جزئیات یک بنا را محاسبه کنند، طی برنامه های رایانه ای، مصالح لازم برای آن بنا را محاسبه می کنند و در حقیقت پایه های بنا را از اول در ذهن خود می سازند.

برخی علما خود قدرت استنباط ندارند و از استنباط دیگران بهره می گیرند. کسانی که پیشرفته می شوند، به این جداول احتیاجی ندارند. علامه طباطبایی نیز این گونه بود که در پاسخ به سؤالات به معلومات بیرونی احتیاجی نداشت.

به هر حال مرحوم شهید مطهری و دیگران علامه را به کوربن معرفی کردند و از آن پس ارتباط ایشان با کوربن آغاز شد. این دیدارها هر دو هفته یک بار روزهای جمعه در منزل آقای ذوالمجد طباطبایی قمی که وکیل دعاوی بود و در خیابان بهار تهران زندگی می کرد، انجام می شد. در این زمان آقای دکتر نصر هم به عنوان واسطه در این گفت و گوها شرکت می کند. آقای نصر در بچگی برای تحصیل به آمریکا رفته بود و در آن زمان برای تکمیل برخی مباحث مورد علاقه خود به ایران باز گشته بود.

کم کم برخی دیگر از اساتید متوجه این رابطه می شوند و آنها هم شرکت می کنند. کم کم دایره وسیع تر می شود؛ مثل دکتر سپهبدی، دکتر شایگان و دیگران که هر یک تخصص خاصی داشتند؛ برای مثال دکتر شایگان در هند تحصیل کرده بود و در زبان سانسکریت تخصص داشت. و دکتر سپهبدی در فرانسه تحصیل کرده بود و متخصص زیبایی شناسی بود و از این جهت با علامه کار می کرد. پرفسور کوربن نیز در شیعه شناسی و مهدویت بیشتر کار می کرد و به امام زمان(عج) معتقد بود مرحوم علامه می گفت: «پرفسور کوربن به اسلام مؤمن است». خود من این سخن را از ایشان شنیدم یعنی مانند مسلمانان است. جلسات به صورت دو هفته یکبار برگزار می شد. این روند 8 الی 10 سال ادامه داشت؛ یعنی تا زمانی که پرفسور کوربن زنده بود. البته علامه با اساتید دیگری نیز در ارتباط بود.

ایشان در خصوص فلسفه می گفت: دول غربی و دنیای غرب، پاره ای معلومات ما را قبول ندارند و اصولی را که بر پایه اخبار و احادیث است، مخدوش می دانند. ایشان با علم به این مسئله خط مشی خود را در تفسیر و فلسفه به گونه ای تنظیم می کنند که در همه دنیا مورد قبول باشد. پیش از تفسیر المیزان ایشان تفسیری را تحت عنوان تفسیر بیان شروع کرده بودند که اخیراً چاپ شده است و در آن تفسیر اخبار و احادیث ملاک تفسیر قرار می گرفت. تقریباً ده جزء قرآن را با این روش تفسیر می کنند و سپس آن را کنار می گذارند و تفسیر استدلالی و عقلی را آغاز می کنند؛ تفسیری که قابل رد نباشد و مباحث آن قابل قبول همه باشد. خودشان می فرمودند: در این تفسیر با این دیدگاه، از روش آیه به آیه استفاده شده است. من به ایشان عرض کردم شما که بحث روایی را هم در آن قرار داده اید و ایشان پاسخ داده اند: این بحث روایی را پس از گفتن هر مطلب، شاهد آورده ام که اخبار و روایات هم همین سخن را بیان کرده اند؛ نه اینکه بر اخبار و احادیث استدلال شود. اما فلسفه، مفاهیم و اصطلاحاتی که ما در فلسفه شرق داریم، قابل فهم، درک و تصور غربی ها نیست. مفاهیم فلسفه ماتریال آنها هم برای ما کمتر قابل فهم است. بنابراین بین فلسفه ما و فلسفه آنها جدایی است و لازم است که آنها حرف های ما را بفهمند.

در آن زمان ایشان شاگردانی داشتند که هر یک بر یک زبان خارجی تسلط داشتند؛ مانند آیت الله بهشتی در زبان انگلیسی، آقای رشیدپور در زبان روسی، آقای لاله زاری در زبان آلمانی و آقای نیّری که در زبان فرانسه تسلط داشتند؛ یعنی چند زبان دان با ایشان همکاری داشتند مرحوم علامه طباطبایی از این شاگردان خود می خواهند که به مراکز علمی دنیا نامه بنویسند و مدارک و آثار فلسفه غرب را از آنان بخواهند. پس از ارسال این نامه ها، کتابهایی از طریق پست به دست ایشان رسید. این کتابها در اختیار مترجمان قرار گرفت و پس از ترجمه موضوعات هر یک در اختیار یکی از آقایان قرار گرفت و قرار شد که هر یک در مورد آن مطالعه و تحقیق کنند. این کار 6 سال تحصیلی به طول انجامید.

این مقاله ها را یکی یکی مطرح و بر روی آن بحث می کردند و مشابه شرقی آن را هم می آوردند و مقایسه می کردند و از آن میان چیز تازه ای در می آوردند که قابل فهم طرفین باشد. در این دوره 6 ساله 14 مقاله تهیه شد که در حقیقت با انتخاب مرحوم علامه، مقالات اصول فلسفه را تشکیل داد. این مقالات به گونه ای تهیه شده که شرق و غرب آن را می فهمند.

دو کتاب بدایة الحکمه و نهایة الحکمه نیز که اکنون موجود است با این دیدگاه نگاشته شده است این کتاب ها اکنون در برخی کشورهای دنیا مانند فرانسه تدریس می شود.

این مقالات چهارده گانه که اصول فلسفه و روش رئالیسم نام گرفته است، با اینکه فارسی است به قدری ثقیل است که عادتاً انسان متوجه مفاهیم آن نمی شود.

آقای مطهری از آغاز کار نوشتن پاورقی را به عهده گرفتند و با حواشی و اضافات تا جلد سوم پیش رفتند. در جلد چهارم ایشان نیز در مفاهیم معطل ماندند. از این رو کار نگارش جلد چهارم کتاب بیست سال طول کشید و این مجموعه بیست سال ناقص بود. تا اینکه پس از بیست سال، یک تابستان نزد ابوی آمدند و موضوع جلد چهارم را بحث کردند و فرا گرفتند که پیش از نگارش بخش پایانی به شهادت رسیدند. بقیه را هم دیگران تکمیل کردند.

اما در مورد شرحی که بر بحار الانوار نوشته شد، نظر مرحوم علامه این بود که زمانی که علامه مجلسی کار نوشتن بحار را آغاز کرد نه شرایط خاصی حاکم بود. جریاناتی رواج داشت و ایشان برای غلبه بر آن تهاجمات غیر دینی این کتاب را گرد آوردند. از این رو هر چه به دستش می رسید جمع می کرد.

آقای آخوندی که متصدی کتاب فروشی آخوندی تهران بود که المیزان را چاپ می کرد، قصد داشت بحار الانوار را منتشر کند ایشان نزد علامه آمد و نظر ایشان را جویا شد علامه نیز در پاسخ فرمود که مقدار زیادی از موضوعات این کتاب مردود است و امروزه نمی توان آنها را مطرح کرد مثال های متفاوتی را هم بیان کردند .

آقای آخوندی به ایشان می گوید که شما این مطالب را در حاشیه بنویسید و ایشان قبول نمی کند. با اصرار زیاد آقای آخوندی، علامه با ذکر شرایطی کار را می پذیرد: نخست اینکه به جلد سیزدهم یا یازدهم اصلاً دست نمی زنم دوم اینکه هر چه می نویسم، شما حق هیچ گونه تغییری ندارید. اگر دست به نوشته های من بزنید، از همانجا رابطه من با شما قطع می شود. او هم قبول می کند. مرحوم علامه کار حاشیه نویسی را آغاز می کنند. تا اینکه یک تابستان که ما در درکه شمیران بودیم، آقای مروارید که از شاگردان ایشان بود، به آنجا آمد و به مرحوم علامه گفت: بحثی که شما در مورد فلان مسئله در بحار مطرح کردید، در جلد اخیر آن نیست. مرحوم علامه گفت که این امکان ندارد و آخوندی قبول کرده که اینها را چاپ کند. پس از این گفت و گو آقای مروارید به شهر رفت و همین جلد را برای ایشان برد. مرحوم علامه نیز پس از آگاهی، به آقای آخوندی اطلاع دادند که خدا حافظ و ارتباط قطع شد. آخوندی دوباره آمد و هر چه التماس کرد، ایشان قبول نکردند و گفتند: به هیچ وجه همکاری نخواهم کرد.

به این ترتیب کار حاشیه نویسی بر بحار در همانجا متوقف شد و بحار با همان صورت چاپ شد .

آیا انتقاداتی هم وجود داشت؟

همان زمان از مشهد نامه هایی به آقای بروجردی نوشتند که شما چه نشسته اید که مجلسی را به باد استهزا گرفته اند. آقای بروجردی هم پیام فرستادند که آیا چنین کارهایی انجام شده است. علامه هم در پاسخ گفتند که اگر شما می فرمایید من انجام ندهم. آیت الله بروجردی گفته بودند: هر کار که می خواهید انجام دهید. در مورد فلسفه هم همین اتفاق و شبیه این رخ داد حتی علامه گفته بودند: اگر شما بفرمایید، حاضرم از قم هم بروم، چون آیت الله بروجردی آن زمان حاکم شرع بود.

چرا کوربن اسلام خود را اظهار نمی کرد؟

من از مرحوم علامه شنیدم که کوربن به کنفرانسی رفته و در مورد حقانیت امام زمان سخنرانی کرده بود. همین موضوع موجب شد که از هیئت امنای کلیسا اخراجش کرده بودند.

کوربن به وجود امام زمان معتقد بود ولی مرحوم علامه گفتند که ایشان به اسلام مؤمن است و این گفته خود سند و شهادتی است.

آشنایی علامه به علوم روز چگونه بود؟

تفسیر المیزان نشان به روز بودن علامه است. ایشان معتقد بود که هر دو سال یک بار باید یک تفسیر تازه نوشته بشود. این سخن بسیار بزرگی است که این تفسیر که سال ها طول کشید و باید هر دو سال یکبار تجدید بشود. در حالی که هنوز تفسیر ایشان خوب حل نشده است. البته تفسیر المیزان از نظر ویرایشی مشکلاتی دارد که انشاء الله با تأمین هزینه بر طرف می شود.

من به تازگی به انتشارات جامعه مدرسین پیشنهاد کردم که اقدامی در این زمینه صورت دهند. و آنها هم قبول کرده اند که انشاء الله هر چه زودتر آغاز شود.

در مورد طبع شعری ایشان کمی سخن بگویید؟!

طبع شعری زیادی داشتند ولی بسیاری اشعار شان را خود از بین بردند و فقط تکه هایی که پخش شده باقی مانده است. علت از بین بردن آن هم این بود که ایشان دوست نداشتند به شاعر معروف شوند. خودشان می فرمودند: دوست ندارم مانند شعرا معروف شوم.

زندگی روزانه ایشان چگونه بود؟

ایشان بسیار عادی زندگی می کردند. پس از نماز صبح تا طلوع خورشید قرآن می خواندند که آن هم با صوت کوتاه این کار ایشان بر ما بسیار مؤثر بود. مادرمان صبحانه را صبح زود آماده می کردند و ایشان پس از صرف صبحانه کار نوشتن را آغاز می کردند که تا ظهر ادامه داشت. پس از اذان ظهر ایشان وضو می گرفتند و نماز می خواندند و پس از صرف ناهار مختصری می خوابیدند و دوباره به نوشتن مشغول می شدند که تا مغرب ادامه داشت. شب ها هم قرآن تلاوت می کردند. ایشان برای نماز پشت به دیوار می ایستاد تا کسی اقتدا نکند. مرحوم آقای قاضی تأثیر فوق العاده بر ایشان داشت که تا پایان عمر مشهود بود.
با تشکر از حضرتعالی که این گفت و گو را پذیرفتید.

منبع:

پایگاه حوزه http://www.hawzah.net



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
What causes pain in the Achilles tendon? شنبه هجدهم شهریور 1396 08:12 بعد از ظهر
Good answers in return of this query with solid arguments and explaining everything regarding that.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر