تبلیغات
موعظه ها / موعظه بزرگان - بهجت - 11. توجه تام به حضرت حقّ
بدانیم و از دانسته هامون در زندگی به بهترین شکل استفاده کنیم
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
بهجت - 11. توجه تام به حضرت حقّ
باز می گوید:
« روزی آقا فرمود: در نجف رسم بود که طلاب در ایام زیارتی، دسته دسته و بسیاری از اوقات با پای پیاده برای زیارت عتبات عالیات می رفتند و شب را در بین راه به جهت خواندن نماز شب توقف و هر یک در گوشه ای مشغول نماز شب می شدند.
در یکی از سفرها آقای روحانی پیر مردی که همراه آنها بود بیشتر فاصله گرفت و مشغول نماز شب شد، ناگهان آقایان غرش و نعره شیری را از نزدیک شنیدند و در صدد بر آمدند که چه بکنند. دیدند شیر به سوی آن پیرمرد می رود، گفتند: « إنا لله و إنا إلیه راجعون » هیچ کاری نمی توانستند انجام بدهند، شیر رفت و رفت و رفت تا چند قدمی آن آقا ایستاد، آقا هم ظاهراً در رکعت وتر بود، شیر چند دقیقه کنار آقا ایستاد و آقا را نگاه می کرد، آقا هم مانند مجسمه ایستاده بود و هیچ تکان نمی خورد، بعد از دقایقی شیر حرکت کرد و رفت.
چون قدری دور شد آقایان دوان دوان به خدمت آقا رفتند و بعد از تمام شدن نماز وتر به او گفتند: آقا! از شیر نترسیدی؟ شگفت اینکه پا به فرار نگذاشتی، أحسنت! عجب دل قوی و با جرئتی داری؟ آقا فرمود: بله من ترسیدم، خیلی هم ترسیدم اما دیدم با فرار کردن از چنگال او نجات نمی یابم، لذا به خود گفتم که پس چه بهتر حال که باید طعمه شیر شوم، در حال مناجات و راز و نیاز با قاضی الحاجات باشم. و با این حال خوب از دنیا بروم. »
حجة الاسلام و المسلمین آقای تهرانی یکی از شاگردان آقا جریان فوق را به صورت ذیل از آیت الله بهجت نقل میکند:
« حضرت استاد این قضیه را مکرر به این صورت نقل می فرمودند که در نجف معروف شده بود که فلان آقا از شیر نمی ترسد و در بیابان شیر را دیده نترسیده است.

از خود آقا در این باره سؤال می کنند می فرماید: نه، من نیز خیلی از شیر می ترسم، ولی وقتی در بیابان مشغول نماز بودم ناگهان شیری از بالای کوه به سوی من سرازیر شد، با خود گفتم: بهتر است اینک که قدرت بر رهایی از شیر را ندارم فکر فرار را کنار گذارم و همچنان به نماز مشغول شوم، و چه بهتر که مرا در حال نماز بدرد، لذا از نماز دست بر نداشتم و هیچ عکس العملی از خود نشان ندادم، تا اینکه شیر نزدیک من آمد و دید من کاری نمی کنم، دورادور من گشت و رفت. »


مرتبط با: آیت الله بهجت ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
feet pain شنبه بیست و پنجم شهریور 1396 08:32 قبل از ظهر
I do not know if it's just me or if perhaps everybody else encountering issues
with your site. It seems like some of the text on your posts are running off the
screen. Can someone else please provide feedback and let me know if this is happening to them as well?
This could be a problem with my internet browser because I've
had this happen before. Cheers
feet complaints جمعه بیست و چهارم شهریور 1396 11:09 بعد از ظهر
Have you ever thought about writing an ebook or guest authoring on other blogs?
I have a blog centered on the same topics you discuss and would love to have you share some stories/information. I know
my subscribers would value your work. If you are even remotely interested, feel free to send me an e
mail.
Foot Issues دوشنبه شانزدهم مرداد 1396 03:25 قبل از ظهر
I don't know if it's just me or if perhaps everyone else encountering issues with your website.
It appears as if some of the text in your content are running
off the screen. Can someone else please comment and let me know
if this is happening to them as well? This might be a issue with
my web browser because I've had this happen previously.
Thanks
manicure چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1396 12:54 قبل از ظهر
I have been surfing online more than three hours today,
yet I never found any interesting article like yours.

It's pretty worth enough for me. Personally, if all web owners and bloggers made good content as you did, the net will be a lot more
useful than ever before.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر